تاریخ ایجاد: 10:36
دیدگاههای امام خمینی (ره)
تصویر
حضرت امام خميني به عزاداري مطلق و بدون شرح و تبيين اهداف و آرمان هاي نهضت حسيني معتقد نيستند همان گونه كه تحليل و تبيين مطلق اهداف و مقاصد انقلاب كربلا كه فاقد جنبه عاطفي و احساسي يعني محافل عزاداري و مرثيه سرايي باشد را نيز نمي پذيرند

دیدگاههای امام خمینی در مورد فلسفه عزاداری و آفت های آن

حضرت امام خميني به عزاداري مطلق و بدون شرح و تبيين اهداف و آرمان هاي نهضت حسيني معتقد نيستند همان گونه كه تحليل و تبيين مطلق اهداف و مقاصد انقلاب كربلا كه فاقد جنبه عاطفي و احساسي يعني محافل عزاداري و مرثيه سرايي باشد را نيز نمي پذيرند.

دین مبین اسلام دین عقلانیت است و ارزش و اعتباری که برای خردورزی قائل می باشد وصف ناپذیر است و نمی توان آموزه های مبتنی بر بزرگداشت جایگاه و منزلت عقل در این دین جامع و زندگی ساز را با دیگر ادیان و مکاتب فلسفی و فکری دنیا به مقایسه گذاشت زیرا محال است بتوان تعابیر زیبا و ژرفی که در فرهنگ و تفکر اسلامی درباره اهمیت و نقش محوری و حیاتی عقل و خرد آمده است با آنچه در دیگر ادیان و مکاتب وجود دارد شبیه و همانند یافت .

عقلانیت اسلامی خاستگاه اصلی وضع احکام و قوانین و نیز ارزش ها و فضایل اخلاقی و همچنین مراسم و مناسک دینی می باشد و به طور طبیعی همه این امور دارای فلسفه های خاص و آثار و ثمرات بزرگ و تحول زا و حرکت آفرینی می باشند که با حیات فردی و اجتماعی و سیاسی انسان ها مماس و مرتبط هستند.

بر مبنای اصل مزبور هر کدام از احکام و قوانین عبادی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اسلام اولا در تمام صحنه های زندگی روزمره و دنیایی انسان حضور دارند. ثانیا دارای نقش تاثیرگذاری و تحول زایی می باشند و به این ترتیب نماز و روزه و دعا جهاد و نبرد و مبارزه خمس و زکات و انفاق حج و جمعه و جماعات تولی و تبری و هر قانون و تعلیم دیگر دارای فلسفه ها و آثار ارزشمند می باشند و نیز به همین طریق آداب و مناسک و مراسم و شعائر اسلامی دارای فلسفه و اثر و ثمر هستند.

عزاداری و مرثیه سرایی برای حضرت امام حسین (ع ) از جمله مراسم و شعائر بزرگ مذهب شیعه است که بنابر اصل قطعی و عقلانی تاثیرگذاری و ثمربخشی تعالیم اسلامی دارای فلسفه و آثار و ثمرات بزرگ و بسیار ارزشمند می باشد.

در متون دینی دستورالعمل های صریحی از ائمه اطهار(ع ) درباره ضرورت عزاداری برای حضرت امام حسین (ع ) ثبت و ضبط گردیده و برای این عمل اجر و پاداش های فراوان مقرر گشته است (۱ ) که بی تردید این توصیه های مکرر نشان از آثار ارزشمند عزاداری و مرثیه سرایی در سطح جامعه اسلامی دارد که عبارتند از زنده نگاه داشتن مکتب و راه و اهداف نهضت حسینی و در اهتزاز قرار دادن پرچم جهاد و مبارزه علیه طواغیت و یزیدهای زمان که قدرت های استکباری در هر عصر و زمان می باشند.

گریستن برای امام حسین (ع ) نیز باید با انگیزه ایجاد پیوند و ارتباط با اهداف و آرمان های والای حسینی صورت پذیرد و موجب گردد عواطف و احساسات با ارزش های والای نهفته در نهضت عاشورا رابطه برقرار کنند و انگیزه بگیرند و درس بیاموزند و حرکت آغازند.

حضرت امام خمینی همچنان که کامل ترین تحلیل ها را از قیام و نهضت حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) دارند جامع ترین بررسی ها و تحلیل ها را نیز درباره عزاداری امام حسین و فلسفه و آثار آن ارائه می دهند. آنچه در ذیل می آید نمونه هایی از دیدگاه های ژرف امام خمینی درباره فلسفه و ثمرات نهضت مقدس و تاریخی عاشورا می باشد.

۱ ـ « این خون سیدالشهدا است که خون های همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد و این دسته جات عزیز عاشوراست که مردم را به هیجان می آورد و برای اسلام و حفظ مقاصد اسلامی مهیا می کند . » (۲ )

در این رهنمود حضرت امام خمینی به زیباترین وجه به آثار روحی و عاطفی نهفته در حماسه های حسینی اشاره می نماید و در پی آن ضرورت نفوذ این آثار را در عزاداری و مرثیه سرایی ها متذکر می شود.

پیوند روحی و عاطفی با نهضت حسینی از این لحاظ حائز اهمیت بسیار می باشد که انسان با احساس و عاطفه زندگی می کند و این نعمت بزرگ الهی در کنار عقل و خرد موجب رشد و کمال و شکوفایی استعدادها و نیل به آزادی و رهایی از قیود و بندها می گردد.

انسان عقلانی مطلق خشک و متصلب است و نمی تواند زندگی سالم و بالنده ای داشته باشد همان گونه که انسان عاطفی مطلق نمی تواند زندگی صحیح و پویا و کمال رسانی را برای خود رقم زند. با این وصف فقط انسانی که آمیزه ای از « عقل » و « احساس » است و با دو بال خردورزی و احساس گرایی قصد طیران و پرواز در فضای بی کران زندگی را دارد موفق است و به مقصد خواهد رسید.

تمام مفاهیم فکری و نظری نهفته در نهضت عاشورا خاستگاهی چون عقلانیت دینی دارد و از دیگر سو همه ارزش ها و فضایل اخلاقی و رفتاری تسری یافته در این حرکت تاریخی خاستگاهی چون احساس گرایی دینی دارند و این هر دو درهم تنیده اند و با یکدیگر تعامل همگون و متقابل دارند.

امام خمینی در این رهنمود تصریح دارند که خون پاک و مطهر حضرت امام حسین (ع ) خون ملل مسلمان را به جوش می آورد و دسته جات و عزاداری های حسینی به تهییج مردم می پردازد و برای صیانت از مقاصد اسلامی مهیا می نماید و این تعابیر به طور دقیق نقش عزاداری ها را در دگرگون سازی عواطف و احساسات برای حاضر شدن مردم در عرصه های تقابل و تعارض با دشمنان و تلاش عملی به منظور حفاظت از اسلام و جوامع اسلامی آشکار می نماید.

۲ ـ حضرت امام خمینی در انقلاب اسلامی ایران و باکیاست و تیزهوشی خاصی روح و محتوای اصلی عزاداری ها و دسته جات حسینی را به آنها بازگرداند و آن چه را که در طول سالهای مدید سیطره جهنمی و مرگبار رضاخان و پسرش محمدرضا به نسیان و فراموشی و به تعبیری بهتر به انحراف از هدف و مقصد دچار شده بود دیگربار احیا و زنده نمود.

امام خمینی پس از آفرینش تعابیر زیبا و پیام گزار در رهنمودهای خویش درباره محرم و عاشورا همچون محرم ماه حماسه و شجاعت و فداکاری (۳ ) و ماه پیروزی خون بر شمشیر(۴ ) و ماهی که شکست ابرقدرت ها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند (۵ ) و ماهی که چون شمشیر الهی در دست سربازان اسلام و روحانیون معظم و خطبای محترم و شیعیان عالیمقام سیدالشهدا است (۶ ) به نقش مجالس عزاداری حضرت امام حسین (ع ) اینگونه تصریح می نمایند :

« مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان که مجالس غلبه عقل بر جهل و عدل بر ظلم و امانت برخیانت و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است هر چه با شکوهتر و فشرده تر برپا شود و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم از ظالم هر چه بیشتر افراشته شود . » (۷ )

این مجالس و محافل با شکوه هرچه بیشتر تشکیل گردید و عزاداریها در جهت و مجرای اصلی خود قرار گرفتند و اشعار و مراثی با محتوای غنی و آثاری چون اعلام انزجار علیه ظلم و ستم و ضرورت جهاد و مبارزه با سلطه ستمگران در هر عصر و زمان و نجات و رهایی دین از تحریفات و بدعت ها و برداشت های سطحی و قشری از تعالیم و قوانین دینی و نقش مخرب قدرت های استبدادی و استعماری در استحاله فرهنگی و سرکوب اهداف قیام و حماسه های حسینی به ظهور و عینیت درآمدند و زمینه ها را برای پیشرفت انقلاب اسلامی در همه مراحل و نزدیکی به ساحل پیروزی آماده و مهیا نمودند.

از دیگر آثار مجالس عزاداری حضرت امام حسین (ع ) در انقلاب اسلامی ایران وحدت و همبستگی تاریخی و بی نظیری بود که بین اقشار مختلف مردم ایجاد نمود و همه آنان را در زیر خیمه گاه حسینی به محبت و صمیمیت و اتحاد و اقتدار رساند و همین وحدت مقدس بود که یکی از عوامل حیاتی و محوری غلبه نهضت اسلامی بر رژیم شاهنشاهی پهلوی گردید.

حضرت امام خمینی با صراحت تمام در عبارات ذیل وحدت به وجود آمده در میان اقشار ملت مسلمان ایران و قدرت و صلابت ناشی از آن را که به پیروزی بر ظلم و فساد و تباهی سلسله منحوس پهلوی انجامید نتیجه قطعی مراسم و مجالس عزاداری حسینی معرفی می کنند : « تمام این وحدت کلمه ای که مبدا پیروزی ما شد برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد . » (۸ )

۳ ـ حضرت امام خمینی به عزاداری مطلق و بدون شرح و تبیین اهداف و آرمان های نهضت حسینی معتقد نیستند همان گونه که تحلیل و تبیین مطلق اهداف و مقاصد انقلاب کربلا که فاقد جنبه عاطفی و احساسی یعنی محافل عزاداری و مرثیه سرایی باشد را نیز نمی پذیرند.

امام خمینی عزاداری ها را همراه با شرح اهداف نهضت حسینی و انطباق آن با مسائل روز جوامع و سرزمین های اسلامی پذیرا می شوند و معتقدند که اگر بخواهیم از حماسه های حسینی حداکثر بهره وری های شایسته و مفید و راهگشا را به عمل آوریم و از این طریق بتوانیم جامعه ای رشد یافته و پیشرفته و مطابق با اصول و مبانی دین و تعالیم و قوانین جامع اسلامی بنیان نهیم باید از مجموعه جنبه های سیاسی و اجتماعی و روزآمد نهضت کربلاـ با تبیین اهداف و انگیزه ها و آرمان های این حرکت تاریخی ـ و مراسم پرشور و بالنده عزاداری و مرثیه سرایی ـ با بهره وری شایسته از عواطف و احساسات پاک و پیوند آن با ابعاد عاطفی حرکت و انقلاب حسینی ـ استفاده های منطقی و لازم و ضروری به عمل آوریم .

امام خمینی برای نیل به این هدف و مقصد اعلام نمودند : « اهل منبرـ ایدهم الله تعالی ـ کوشش کنند در این که مردم را سوق بدهند به مسائل اسلامی و مسائل سیاسی ـ اسلامی مسائل اجتماعی ـ اسلامی و روضه را دست از آن بر ندارید که ما با روضه زنده هستیم . » (۹ )

مشاهده می کنیم که در این رهنمود هم ضرورت پرداختن به جنبه های سیاسی و اجتماعی نهضت حسینی به صورت یک وظیفه و تکلیف برای علما و وعاظ مطرح می شود و هم ضرورت برگزاری مراسم عزاداری به صورت مراثی و روضه خوانی های اصیل و مطابق با محتوای غنی و صحیح مطرح می گردد و علمای اسلام موظفند که این دو را در کنار هم به بهره برداری برسانند.

یکی از نتایج آمیخته شدن جنبه های سیاسی و روزآمد و جنبه های عاطفی و احساسی نهضت حسینی این است که مخاطبان برای فداکاری در راه دین و صیانت از مکتب حسین (ع ) مهیا می شوند و در این آمادگی فکر روشن و احساس صاف هر دو نقش اساسی دارند و از همین جا تحول و حرکت آغاز می شود. این نتیجه نهایی که ثمره کارکرد این هر دو جنبه از نهضت پرشور عاشورا و حماسه های جاودانه حسینی می باشد در کلام ذیل از امام خمینی متجلی گردیده است :

« به گویندگان اعلام می کنم که پس از گفتن « مسائل روز » « روضه و مرثیه » به سبک سابق اجرا کنند و ملت را مهیا کنند برای « فداکاری » (۱۰ )

۴ ـ همیشه چنین بوده و هست که تعالیم و ارزش ها و شعائر اسلامی در معرض هجوم آفات و آسیب های فراوان قرار گرفته و سعی شده از آثار شگرف و حرکت زای آن در عرصه های حیات اجتماعی و سیاسی کاسته شود. این تهاجم در بستر تاریخ و از جانب قدرت های استکباری و اذناب و ایادی آنان در جوامع اسلامی صورت پذیرفته است و هم اینک نیز تداوم دارد.

علت شدت و فزونی این یورش ها و توطئه ها ـ که گاه به صورت پنهان و مرموز و گاه به شکل عیان و آشکار صورت می پذیرد ـ وقوع انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران است . از آنجا که این انقلاب بزرگ تاریخی توانست اسلام ناب محمدی (ص ) را دیگربار احیا نموده و تعالیم رهایی بخش آن را در متن زندگی انسان به تسری درآورد و به ویژه قوانین و دستورالعمل هایی همچون « جهاد » با جبهه استکبار در همه اعصار و زمان ها و جلوگیری از تعدی و تجاوز و غارت منابع ثروت ملی و تامین استقلال و تمامیت ارضی سرزمین های اسلامی را از برنامه های محوری و اساسی خود قرار داد استعمارگران و سران نظام های سیاسی سیطره جو از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل با تحرکات عملی و تخصیص بودجه های کلان برای جلوگیری از رشد قوانین و شعائر آگاهی بخش مذهبی سعی در مسدود نمودن راه پیشرفت امواج اسلام گرایی در کشورهای منطقه که حافظ منافع آنها بوده و هستند بر آمدند و از همین روست که سازمان جاسوسی آمریکا به کمک سازمان های جاسوسی انگلیس و اسرائیل یکی از فعالیت مرموز خود را به نفوذ در مراسم و محافل عزاداری و مرثیه سرایی اختصاص دادند تا به این وسیله مردم مسلمان را از فرهنگ عاشورا و جهاد و شهادت دور سازند و از همین جا یکی از محورهای تحرک خود را تلاش برای نشر خرافات در این مراسم قرار دادند!

طبیعی است که این تحرکات به نتیجه و ثمر نشست و متاسفانه توسط گروه های مخفی و خیانتکاری این هدف استعماری جامه عمل به خود پوشید!

حضرت امام خمینی به این دلیل به توصیه های مکرر برای انجام عزاداری های آگاهانه و همراه با مطرح کردن مسائل سیاسی روز می پردازند که از این طریق مراثی و نوحه سرایی ها از مجرای اصلی خود خارج نشوند و در دام خرافه های مجعول توسط قدرت های استعماری و عوامل آنان گرفتار نگردند.

علاوه بر روش مزبور برای مقابله با نشر خرافات و اوهام در عزاداری ها حضرت امام به صراحت نیز اعلام می نمایند که در مراسم عزاداری و مرثیه سرایی مسائل ناروایی توسط عناصر مرموزی وارد شده است که باید تصفیه شود . (۱۱ )

براساس این دو روش و شیوه عملکرد امام خمینی همه اندیشمندان اسلامی و علمای آگاه و جریان شناس موظف هستند همواره و در هر عصر و زمان از یک سو مانع نشر و ترویج مراسم و مراثی یک جانبه و فاقد آگاهی بخشی های سیاسی درباره اهداف و انگیزه های نهضت حسینی و انطباق آن با مسائل روز و مشکلات جوامع اسلامی گردند تا به این وسیله مدایح و مراثی به صورت زنده و پویا و پیام رسان از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. و از سوی دیگر به طور صریح و آشکار موضوع خطر و آسیب نفوذ و راهیابی خرافات و اوهام را در نوحه سرایی ها و دستجات عزاداری اعلام نمایند.

تردیدی وجود ندارد که حرکت در این مسیر با مخالفت ها و اعتراض ها و حتی دشنام و فعالیت های مخرب اهل جهل و جمود ـ که البته ملعبه دست بازیگران سیاسی پشت پرده هستند و بدون آن که خود بدانند با تحریکات آنان به تلاش های ضد اسلامی علیه آزاداندیشان و دلسوختگان دین اهتمام می ورزند ـ همراه می باشد لکن درد آشنایان و تلاشگران خالص و صادقی که به جهاد فکری در این عرصه می پردازند می دانند که این راه باید با شجاعت و شهامت و بدون بیم و هراس پیموده شود و در هیچ شرایطی نباید این پیام قرآنی فراموش شود که :

« یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومه لائم »

« تلاشگران الهی در راه خدا مجاهده و فعالیت می کنند و از ملامت و سرزنش هیچ کس بیم و هراس ندارند .»(۱۲)

گریستن برای امام حسین (ع ) باید به قصد ایجاد پیوند و ارتباط با اهداف و آرمان های حسینی صورت پذیرد و موجب گردد عواطف و احساسات با ارزش های نهفته در نهضت عاشورا رابطه برقرار کنند و انگیزه بگیرند و حرکت آغاز کنند.

عقلانیت اسلامی خاستگاه اصلی وضع احکام و قوانین و نیز ارزش ها و فضایل اخلاقی و همچنین مراسم و شعائر دینی می باشد و به طور طبیعی همه این امور دارای فلسفه های خاص و آثار بزرگ و تحول زا می باشند که با حیات فر دی و اجتماعی و سیاسی انسان ها مماس و مرتبط هستند.

عقلانیت دینی و احساس گرایی دینی هر دو در هم تنیده اند و با یکدیگر تعامل همگون و متقابل دارند و نباید هیچ کدام از آنها مطلق و از هم منفک شوند که انسان آمیزه ای از « عقل » و « احساس » است و با این دو « بال » قادر به پرواز است .

اگر چه مطرح کردن جنبه های سیاسی نهضت عاشورا در محافل حسینی روشی برای جلوگیری از نشر خرافات محسوب می شود لکن شیوه مستقیم و مقابله صریح با نفوذ تحریف و خرافه در مدایح و مراثی نیز بسیار ضروری و حیاتی می باشد.

پاورقی :

۱ ـ در شرح سیره و روش ائمه اطهار(ع ) آمده است که آن مطهران با دقت و مراقبت خاصی به عزاداری برای حضرت امام حسین (ع ) می پرداخته اند و همواره شیعیان را به انجام مراثی و نوحه سرایی ترغیب می نموده اند. از جمله حضرت امام سجاد(ع ) و حضرت امام محمدباقر(ع ) و حضرت امام جعفرصادق (ع ) در این امر اهتمام ویژه داشته اند.

در روایات شیعه نیز درباره عمل به این سنت دستورالعمل هایی از جانب امامان معصوم (ع ) نقل شده است که از آن جمله است این سخن حضرت امام صادق (ع ) که فرمود : « هرکس شعری برای حسین (ع ) بسراید و پس از آن خود بگرید و ده نفر را بگریاند بهشت جاودان بر او نوشته می شود. »

۲ ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی جلد ۵ ص ۳۳۱

۳ ـ همان مدرک ص ۷۵

۴ ـ همان مدرک

۵ ـ همان مدرک

۶ ـ همان مدرک ص ۷۶

۷ ـ همان مدرک

۸ ـ همان مدرک جلد ۱۷ ص ۵۵

۹ ـ همان مدرک جلد ۱۳ ص ۳۳۰

۱۰ ـ همان مدرک جلد ۱۵ ص ۳۳۱

۱۱ ـ کشف الاسرار اثر امام خمینی ص ۱۷۳

۱۲ ـ قرآن کریم سوره مائده (۵ ) آیه 54

 

در ارزيابي قيام عاشورا ، برخي اساساً منكر وجود صبغه سياسي براي قيام عاشورا شده اند و اين تحليل را تا آنجا پيش برده اند كه اصولاً دخالت در چنين امور در شان انبيا و اوليا (ع) كه براي هدايت خلق آمده اند نيست.

برخي نيز اهدافي در مرتبه دوم و سوم اولويت را جزء علل و انگيزه هاي اصلي قيام ذكر نموده اند. بعضي نيز نتوانستند ميان سياسي بودن حركت به انگيزه به دست گرفتن حكومت را با آگاهي حضرت (ع) از فرجام كار وفق دهند و راه انكار آگاهي تفصيلي حضرت (ع) به سرنوشتي كه جز شهادت نيست را در پي گرفته اند . صاحب جواهر (رض) اين قيام را حركتي اسرار آميز مي داند كه نمي توان تفسيري بر اساس ملاكهاي جاري در فقه بر آن گذارد.

در نگاه آنان كه تنها راه باقيمانده براي حضرت (ع) را همين مي دانند و الا دچار سرنوشتي بدتر و دردناكتر مي شد انگيزه اصلي را بايد در اين شمرد كه حضرت (ع) براي نجات ازآن وضعيت فجيح تر ،‌ از باب اهم و مهم اين را برگزيد؛ راهي كه البته توانست ثمرات ديگري را نيز چون افشاي ماهيت دشمن به همراه داشته باشد.

آنچه حضرت امام خميني (قده) برآن تاكيد ورزيده و درعمل خويش نيز به وضوح نشان داد ، بسيار فراتر و متقاوت با تحليل هاي انجام شده است ، چه در حوزه فقه و استنباط و چه در حيطه مسايل اجتماعي و كلامي.

ساختار تحليل فقهي – اجتماعي امام مبتني بر عناصر مهم زير است :

1- حركت امام (ع) يك حركت كاملا سياسي و حساب شده در جهت برپايي حكومت اسلامي وبه عنوان اداي يك تكليف بود.

2- آگاهي امام (ع) به شهادت ،‌مانع اين حركت نبود، يعني امام (ع) درعين علم به شهادت خود به سرنوشت قيام به انگيزه ياد شده حركت نمود.

3- مصالح عاليه و پراهميت اسلام درهيچ شرايطي ناديده گرفته نمي شود و عسر و حرج و ضرر، موجب رفع تكليف نمي گردد. خسارت وضرر جاني را نيز بايد براي چنين اموري پذيرفت و اين يك تكليف شرعي است.

4- اين قيام و اقدام امام (ع) كاملا قابل تاسي و به عنوان يك الگو، براي هميشه و براي همه مسلمانان است.

با عنايت به اصول ياد شده به راحتي مي توان از وجهه تحليل و ديدگاه حضرت امام (قده) به ارزيابي و پاسخ نظراتي كه گذشت پرداخت.

امام راحل (قده) از ديرزمان و به مناسبتهاي مختلف درموضع يك فقيه بزرگ و مرجع تقليد و به عنوان راهبرد جامعه اسلامي،‌عناصر ياد شده را در سخنان و نوشته هاي خويش آورده است و حركت و مبارزات خود را نيز با همين جانمايه به سرانجام رساند. آنچه از آن بزرگوار در پي مي آيد ، اصول ياد شده را به گونه اي روشن بيان مي كند.

عاشورا ،‌ الگويي براي همه

هر چه درتحليل بزرگاني چون فقيه نامي شيخ محمد حسن نجفي ، صاحب كتاب عظيم جواهر الكلام ،‌قيام سيد الشهدا(ع) به عنوان تكليفي ويژه آمده است كه جزء اسرار الهي به شمار مي رود و با قواعد وظواهر ادله همخواني ندارد واز اين رو نمي تواند به عنوان يك مستند فقهي مطرح گردد ولي اين تحليل از نظر گاه فقهي بزرگاني چون علامه حلي، شهيد ثاني، محقق ثاني، صاحب رياض و درنهايت، حضرت امام خميني نمي تواند پذيرفته باشد.

اگر پذيرفتيم كه قيام حضرت (ع) درچارچوب قواعد و ادله موجود فقهي قابل تحليل و تفسير مي باشد ، قهر نبايد آن را تكليفي ويژه حضرت (ع) دانست . علاوه بر اين كه دلايل بسياري نيز در دست است كه به وضوح نشان مي دهد حركت وقيام سيد الشهدا(ع) يك مصداق كامل از ادله و قواعد عامي است كه در متون اسلامي ما موجود است و خود به عنوان يك الگو وحجت شرعي براي ديگران به شمار مي رود.

طبعاً درمحدوده اين بحث جاي پرداختن تفصيلي به همه اين موارد نيست. اما ذكر مواردي چند، مي تواند شاهدي برمدعاي ياد شده باشد و دستمايه اي براي بررسي بيشتر و طبعاً ااگر حضرت امام خميني ، به روشني تمام و با تاكيد زياد، بارها براين حقيقت پاي فشرده اند كه حركت سيدالشهدا(ع) يك الگو و حجت به شمار مي رود، از جمله بر اساس همين نمونه هاست.

امام خميني قيام سيد الشهدا(ع) را يك اسوء تمام عيار مي داند كه از نقطه نظر فقهي و عمل به وظايف و تكليف ديني، كاملاً بايد سرمشق قرار گيرد. امام نه تنها فلسفه قيام و شهادت سيد الشهدا(ع) را قابل درك و منطبق برموازين جاري درفقه مي داند ،‌بلكه به عنوان يك" حجت بالغه شرعي" مي شمارد كه بايد ملاك عمل اجتماعي مسلمانان قرار گيرد و از همين رو است كه تبليغ و هدايت جامعه به اين حجت شرعي را وظيفه متوليان ارشاد و هدايت جامعه مي شمارد:

" آنچه كه سيد الشهدا(ع) عمل كرد و آن ايده اي كه او داشت و آن راهي كه اول وقت و آن پيروزي كه بعد از شهادت براي او حاصل شده و براي اسلام حاصل شده ، (روحانيون ) به (براي) مردم روشن كنند و بفهمانند به همه كه مساله مجاهده درراه اسلام است آن است كه اوكرد، مي دانست كه با يك عده قليل ‌، كمتر از صد نفر، نمي شود ‌مقابله با يك همچون ظالمي داراي همه چيز كرد."(1)

و در جايي ديگر مي فرمايد:

" مگر نه آن است كه دستور آموزنده " كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" بايد سرمشق امت اسلامي باشد . قيام همگاني درهر روز و درهر سرزمين عاشورا قيام عدالت خواهان با عددي قليل و ايماني و عشقي بزرگ درمقابل ستمگران كاخ نشين و مستكبران غارتگر بود ودستور آن است كه اين برنامه ،‌سرلوحه زندگي درهر روز و درهر سرزمين باشد".(2)

درالگو سازي و معرفي حركت سيد الشهدا(ع) به عنوان يك سرمشق ،‌اگر نبود جز حجم بسيار وسيع و متنوعي از روايات و رهنمودهايي كه در جهت احيا و زنده داشتن نام و قيام حضرت (ع) و برائت جستن از كساني كه در مقابل وي ايستادند يااو را ياري نكردند ‌،از طرف اولياي دين، صلوات الله عليهم ‌، وارد شده است، همين امر درالگو بودن و قابل احتجاج بودن قيام سيد الشهدا(ع)كفايت مي كرد.

تنها مروري اجمالي بر فهرست رهنمودها ، دستورالعملها و تاكيداتي كه از جانب آن بزرگواران درزمينه هاي مختلف موضوع كربلا وقيام سيد الشهدا(ع) در كتابهاي حديثي وارد شده و از نظر گذراندن آن همه ارزش، پاداش و ثوابهاي كه براي انواع زيارت ،‌ گريه و عزاداري و تربت كربلا و حتي آبي فرات ،‌بيان شده است ونگاهي كوتاه به محتواي متوني كه به عنوان زيارت حضرت (ع) نقل شده ‌،همه وهمه ،‌به خ وبي گواه بر حقيقتي است كه حضرت امام خميني بارها برآن تاكيد ورزيد و آن را مبناي حركت خويش درانقلاب اسلامي قرار داد.

اگر ملاحظه شود كه به عنوان مثال ، تنها در خصوص خاك كربلا حدود يكصد روايت به شكلهاي گوناگون عظمت و ارزش آن را بازگو مي كند و توجه شود كه چگونه اين خاك مقدس ‌،قرين حيات يك شيعه ازولادت تا مرگ ،‌درهر صبح و شام مي شود ، كام اوبا آن تربت برداشته مي شود و كفن او با آن بسته مي گردد. و حتي نحوه برگرفتن اين خاك از زمين كربلا آموزش داده شده و دعاي ويژه اي نيز براي آن منظور مي شود. اذعان خواهيم كرد كه حركت امام حسين (ع) تنها يك مرز ميان خداي تبارك و تعالي و وي نبوده است. بلكه موضوعي قابل فهم و قابل استدلال و مصداقي از رهنمودهاي كلي دين است و طبعاً مصداقي از رهنمودهاي كلي دين است وطبعاً قابل پيروي و احتجاج مي باشد.

به عنوان مثال ، اگر به مقايسه اي كه در خود روايات درخصوص ارزش زيارت سيد الشهدا(ع) و انجام حج و عمره صورت گرفته توجه شود و يا به معادلهايي كه براي يك قطره اشك وحتي خود را گريان نشان داده ذكر شده توجه شود حقيقت ياد شده بيشتر نمايان خواهد شد.

با هر روي حجم گسترده اي كه احاديث و دستورالعملها كه درخصوص سيد الشهدا(ع) و مسايل مربوط به ويدرابواب مختلف كتابهاي حديثي و حتي فقهي ما وجود دارد، منبعي الهام بخش و بسيار گويا درتلاش اوليا دين، صلوات الله عليهم ، براي الگوسازي قيام امام حسين (ع) مي باشد.

علاوه بر اين ،‌بازگويي نمونه هايي از سخنان خود سيد الشهدا(ع) كه فلسفه و انگيزه حركت خويش را بيان مي كند، به خوبي مي تواند اين ركن تحليل قيام عاشورا را از منظر امام خميني ، يعني الگو بودن آن روشن كند.

چرا كه استدلال حضرت (ع)درلزوم اين حركت وپاسخ او درمقابل آنان كه تلاش مي كردند حضرت را از اين حركت باز دارند تنها همان جريان خواب ديدن پيامبر اكرم (ص) و اين گفته حضرت (ص) كه خداوند خواسته است تو راكشته ببيند بود، براي مدعاي بزرگاني چون مرحوم صاحب جواهر مي شدمحملي ارايه كرد؛ اما پر واضح است امام (ع) بارها با تكيه بر اصول و مباني پذيرفته شده و قطعي ديني ،‌به تحليل و تبيين حركت خود پرداخته است و استدلالها و پاسخها سربسته ولي محدودي مانند خواب ياد شده را تنها درشرايطي ويژه كه حركت حضرت (ع) درنگاه مخاطب ،‌هيچ توجيهي نمي توانست داشته باشد ،‌ارايه شده است.

بنا براين ، اگر سيد الشهدا(ع) درتبيين و توجيه حركت خويش با عنوان نمونه، به مسايلي چون لزوم امر به معروف و نهي از منكر ‌،مبارزه با ظلم ‌استيفاي حقوق ‌،اصلاح جامعه ‌، حق طلبي و دفع فساد مي پردازد و اينها را مبناي استدلال خود قرار مي دهد ،‌روشن است مسايل و احكامي را مبناي استدلال وحركت او ندارد و جزء ارتكازات ديني و قطعي مخاطبان بوده است.

تلاش حضرت (ع) دراين روشنگريها اين بود كه حركت خويش را از مصاديق اين كليات معرفي كند وقهراً از ديگران نيز بخواهد كه دراين قيام به او بپيوندند و گرنه ، اصولاً فراخواني ديگران و استدلال به مرتكزات اعتقادي آنان ،‌ چه وجهي مي توانست داشته باشد و در چارچوب كدام يك از وظايف آنان قرار مي گرفت؟

به نظر مي رسد نقش دليل آوردن حضرت (ع) و تكيه كردن بر اصول و مباني پذيرفته شده درارتكازات اسلامي و اعتقادي جامعه آن روز ،‌گواه روشني بر تلاش امام (ع) در تطبيق حركت خويش برآموزه هاي ديني و در نتيجه الگو بورن آن مي باشد. حتي اگر دراين بحث به نوع استدلالها و تحليلهاي حضرت (ع) نيز پرداخته نشود، بااين حال ،‌نمونه هايي كه به دنبال مي ايد تاكيد براين حقيقت است.

دروصيت نامه اي كه سيد الشهدا(ع) هنگام خروج از مدينه براي برادرش محمد بن حنفيه نوشت(3) امام(ع) تاكيد مي كند كه من از سر مفسده جويي و دنيا طلبي و هواخواهي و ستم از اين شهر بيرون نرفتم. آنگاه اصلاح امت پيامبر (ص) امربه معروف و نهي از منكر و حركت در چارچوب مسير پيامبر (ص) و اميرالمومنين(ع) را انگيزه حركت خويش مي شمارد:

" و انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي، اريد آن امر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بن ابي طالب (ع)".

و اينها همه مفاهيم و حقايقي است قابل فهم و پيروي براي همه مسلمانان طبعاً كسي نمي تواند بگويد كه حركت اصلاح طلبانه نكن ،‌يا كاري به امر به معروف و نهي از منكر نداشته باش و با روش و سيره پيامبر (ص) و علي (ع) را پيروي نكن. اگر برخي نيز مخالف مي كردند ناشي از ترديد در ثمر بخشي يا تطبيق در مصداق بود ويا آن گاه كه با سپاهيان حر و محدوديتهايي كه ايجاد كردند مواجه مي شود،

درميان ياران خويش به سخنراني و تحليل وضعيت جامعه و شرايط فراهم آمده مي پردازد و خطاب به اصحاب خود، درتوجه دادن به موقعيت و مسووليت خطيري كه در آن قرار دارند، به مساله حق گريزي و باطل خواهي موجود در جامعه اشاره مي كند و آن را به گونه اي مي بيند كه مومن را مشتاق مرگ مي كند و مرگ را براي خود سعادت مي شمارد و زندگي با ظالمان را ننگ و خواري ،‌امام (ع) پس از حمد و ثناي الهي مي فرمايد:

" انه قدر نزل من الامر ما قد ترون ‌،و ان الدنيا قد تغيرت و تنكرت و ادبر معروفها و الم يبق منها الاصبابه كصبابه الاناء و خسيس عيش كالمرعي الوليل الا ترون الي الحق لا يعمل به، والي الباطل لا يتناهي عنه ، ليرغب المومن في لقاء ربه حقا حقا، فاني لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين الا برما."

" شرايط پيش آمده را مي بينيد و دنيا جدا دگرگون شده و چهره اي ناپسند گرفته و خوبي به آن پشت كرده است و آن از جرعه اي جز ته مانده ظرف ،‌نمانده و زندگي بي ارزش چون چراگاهي خشك و سنگلاخ. آيا به حق نمي نگريد كه عمل نمي شود و باطل كه از آن پرهيز نمي گردد! به راستي كه مومن بايد مشتاق ملاقات پروردگار باشد، من كه مرگ را جز خوشبختي وزندگي با ستمكاران را جز نكبت نمي بينم".

چهره اي كه امام (ع) از جامعه و شرايط موجود ترسيم مي كند ، به ويژه با توجه دادن ياران خويش به جايگاه حق و باطل دراين جامعه و با تاكيد برموقعيتي كه يك " مومن" درچنين فضايي دارد، طبيعي است كه تنها براي موجه ساختن و تحليل حركتي كه ويژه حضرت (ع) است وديگران را با آن كاري نيست ،‌نمي باشد و هر چندان امام (ره) بينش خويش نسبت به زندگي درچنين جامعه اي را بازگو مي كند و مرگ را سعادت مي شمارد اما او درواقع يك قاعده را ارايه مي دهد.

نمونه ديگر سختي است كه امام (ع) درمنزل بيضه ‌،خطاب به كوفياني كه به همراه حربن يزيد رياحي براي ممانعت ازورود حضرت (ع) به كوفه آمده بودند بيان فرمود،

امام (ع) دراين سخنان ،‌پس از حمد و ستايش الهي ،‌در تبيين ضرورت مبارزه با دستگاه بني اميه وجلوگيري از فساد و ستم و احيا حدود و احكام الهي و ايجاد حكومت عدل ، سختي از پيامبر اكرم(ص) را بازگو نموده و آن را گواه حقانيت موضع خويش و ضرورت اين قيام مي گيرد و خود را بيش از همه مسوول و موظف به عمل كرد ن به مفاد سخن رسول خدا(ص) مي شمارد.

و آنگاه به موضوع نامه ها و دعوتهايي كه از جانب آنان ارسال شده و مفاد بيعتي كه با وي كرده بودند اشاره مي كند و يادآور مي شود كه اگر بر پيمان خويش هستند كه خوب او حسين بن علي است! واگر چنين نمي كنند و پيمان از سر خويش برداشته اند ،‌البته از چنين مردمي با آن پيشينه ، امري بعيد نيست و به هر حال نتيجه سوء عهد شكني به خود آنان برمي گردد.

متن سخن حضرت (ع) چنين است:

" ايها الناس ! ان رسول الله (ص) قال : من راي سلطانا جائز مستحلا لحرم الله، ناكثا لعهد الله ‌،مخالفا لسنه رسول الله (ص) ، يعمل في عبادالله بالاثم و العدوان ،‌ فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا علي الله ان يدخله مدخله، الا و ان هولاء قد لزموا طاعه الشيطان و تركواطاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالقي و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من اتثني كتبكم و قدمت علي رسلكم بيعتكم انكم لا تسلموني ولا تخذلوني ،‌فان تممتم علي بيعتكم تصيبوا رشد كم ، فانا الحسين بن علي و ابن فاطمه بنت رسول الله (ص) نفسي مع انفسكم واهلي مع اهليكم ، فلكم في اسوه و ان لم تفعلوا و نقضتم عهد كم و خلعتم بيعتي من اعناقكم فالعمري ما هي لكم بنكر، لقد فعلتموها بابي واخي و ابن عمي مسلم ‌،و المغرور من اغتربكم فحظكم اخطاتم و نطييكم ضيعتم " ومن نك بنكث علي نفسي و سيغني الله عنك " و السلام عليك و رحمه الله و بركاته ".(5)

استدالال امام (ع) به سخن پيامبر (ص) در خصوص ضرورت مبارزه با حكومت جور و فاسد و معرفي بني اميه و دستگاه يزيد به عنوان مصداقي روشن از اين حيث به خوبي نشان مي دهد كه امام (ع) دست به اقدام و حركتي زده است كه درچارچوب قواعد كلي ومسووليتهاي اسلامي تفسير و تحليل مي گردد واز اين رو ازآنان مي خواهد كه درهمين چارچوب او را ياري كنند اگر تنها وظيفه اي ويژه حضرت (ع) ورمزي ميان او و خداوند بود كه ديگران را با آن كاري نيست ، اين بيانات ازناحيه حضرت (ع) چه توجيهي مي توانست داشته باشد .

آنچه حضرت امام خميني به گونه اي گويا وزيبا با اشاره به دستور آموزنده "كل يوم عاشورا وكل ارض كربلا" برآن تاكيد ورزيده است دراشاره به همين حقيقت است كه قيام سيد الشهدا(ع) يك الگوي تمام عيار و قابل پيروي براي ديگران درتمام دوره ها مي باشد. ايشان بار ديگر براين حقيقت ،‌اين گونه تاكيد مي فرمايند:

" دستور است اين، دستورعلي امام حسين (ع) دستور است براي همه؛ " كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" دستور است به اين كه هر روز درهر جا بايد همان نهضت را ادامه بدهيد، همان برنامه را ،‌امام حسين (ع) باعده كم ، همه چيزش را فداي اسلام كرد، مقابل يك امپراتوري بزرگ ايستاد و گفت: هر روز بايد درهر جا اين محفوظ بماند"(6)

آنچه حضرت امام خميني (قده) درباره حادثه كربلا ابراز فرموده است ،بسيار بيش از فرازهاي ياد شده است ،‌از آنچه ذكر شده به خوبي مي تواند ديدگاه ايشان را در برابر نقطه نظرات و ديدگاههاي فقهاي بزرگ چون مرحوم صاحب جواهر به دست آورد و از اين نگاه به نقد و ارزيابي آنها پرداخت.

جمع بندي ديدگاه امام خميني (ره)

1- حركت سيد الشهدا(ع) يك اقدام كربلا سياسي بود كه حضرت(ع) شرعا خود را مكلف به آن مي دانست .

2- هدف نهايي از فلسفه وجود اين قيام ، تلاش براي تشكيل حكومت اسلامي بود و فهم اين فلسفه و درك علل قيام، دوراز دسترس و خارج از توان ما نيست .

3- اين حركت ،‌يك اقدام كاملا انتخابي و به تشخيص خود امام (ره) بود وعملا راه براي سازش با دشمن نيز براي او باز بود.

4- مصالحه و ساز ش با دشمن برخلاف مصلح اسلام و جامعه اسلامي بود.

5- حضرت (ع)كاملاً به سرنوشت ،‌ حركت ،‌ آگاهي داشت و به حسب معمولي نيز نتيجه اي جز كشته شدن پيش بيني نمي شد.

6- آگاهي امام (ع) ازسرنوشت قيام ،‌مناقاتي با لزوم جهاد براي برپا يي حكومت ومبارزه با ظلم ندارد.

7- قيام امام (ع) يك حجت شرعي و الگوي فقهي و عملي براي همه دوره ها و تمام سرزمينهاي و نه تكليفي مختص آن حضرت (ع).

8- درتعارض مصلحت فرد و مصالح جامعه ‌،تقدم با جامعه است و فرد بايد فداي جامعه گردد.

9- قواعد نفي عسر و خرج ونفي ضرر، درامور مهمي كه اسلام عنايت ويژه به آن دارد جاري نيست.

10- حتي با فرض صدق عنوان " القاء در تهلكه " نسبت به قيام عاشورا دليل حرمت آن ، شامل مواردي چون جهاد و ضرورت مبارزه و تشكيل نظام عدل نمي گردد.

11- آنچه ملاك اصلي درجنگ وصلح است، انجام تكليف است نه كمي وزيادي نيرو ونه پيروزي وشكست .

12- سيد الشهدا(ع) درهر حال خود را پيروز مي دانست ،‌چرا كه ملاك پيروزي ،‌انجام تكليف مبارزه با ظلم و تلاش براي برپايي حكومت عدل بود.

اينك با توجه به محورهاي فوق مي توانيم به ارزيابي دقيقتر نسبت به ديدگاههاي فقهي مطرح شده بپردازيم و بدين سان بود كه فقه بزرگ امت اسلامي ،‌حضرت امام خميني (ره) درهاي جديدي را درتحليل صحيح و بهره برداري كامل و اساس از قيام سيد شهيدان عالم ،‌حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) گشودو روزنه هايي را كه فقهاي پيشين نشان داده بودند به راههاي همواري مبدل ساخت تا فقها و صاحب نظران حوزه استنباط وفقاهت و ديگر ره جويان مباحث ديني – اجتماعي ، گامهايي استوار بردارند.

پی نوشت ها :

1- صحيفه نور، ج 17 ص 61

2- صحيفه نور، ج 9 ص 57

3- به نقل از بحارالانوار ‌، ج 44 ص 329

4- بحارالانوار ،‌ج 4 ص 304

5- تاريخ طبري ، ج 4 ص 304

6- صحيفه نور، ج 10 ص 31


اجلاس بین المللی تجلیل از پیرغلامان و خادمان حسینی همه ساله در آستانه ماه محرم الحرام بعنوان زنگ آغاز سوگواری های عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) از سوی بسیج رسانه ملی و با مشارکت استانداری های میزبان برگزار میشود.
 
این مراسم معنوی نخستین بار در سال ۸۱  به منظور تجلیل از پیرغلامان حسینی و ذاکران مطرح کشور در تهران برگزار شد و تا ۶ دوره ادامه داشت. از دوره هفتم به بعد و برای شرکت دادن مادحین استان های دیگر، محل برگزاری اجلاس در دیگر استان ها انتخاب شد. 
 
ابتدا استان زنجان با عنوان پایتخت شور و شعور حسینی مدنظر قرار گرفت و در ادامه به ترتیب در استان های بوشهر، همدان، اردبیل، گلستان، خوزستان، فارس و هرمزگان برگزار شد.
 
دوره پانزدهم نیز به همت بسیج سازمان صداوسیما و استانداری اصفهان از تاریخ ۲۱ لغایت ۲۴ شهریور ماه سال جاری در شهر اصفهان با حضور جمع کثیری از ذاکرین و مادحین اباعبدالله الحسین (ع) برگزار می شود.
 
از این رو مسیولین محترم استانی برای ثبت اطلاعات مادحین مدعو در این دوره به لینک بالا مراجعه کنند.